تحول شنود اجتماعی با هوش مصنوعی
پیشبینی میشود که بازار شنود شبکههای اجتماعی تا سال ۲۰۲۵ رشد قابل توجهی داشته باشد (۹.۳۶ میلیارد دلار) و گارتنر پیشبینی میکند که ۴۰٪ از برنامههای سازمانی تا پایان سال ۲۰۲۶ دارای عوامل تخصصی هوش مصنوعی خواهند بود (که نسبت به کمتر از ۵٪ در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است). با توجه به این ارقام، واضح است که شنود شبکههای اجتماعی دیگر بدون آن امکانپذیر نخواهد بود. هوش مصنوعی.
چند سال پیش، یک تحلیلگر داده ۳ ساعت را صرف جابجایی تبها، داشبوردها و خروجیها میکرد. اکنون، هوش مصنوعی میتواند دلیل افزایش ناگهانی را در ۱ دقیقه درک کند، پستهای مرتبط را به سرعت شناسایی کند و اقدامات پیشنهادی را پیشنهاد دهد.
چرا داشبوردهای سنتی به محدودیتهای خود رسیدهاند؟ (به دلیل هوش مصنوعی؟)
داشبوردها از نظر حجم، احساسات و دسترسی، «چه چیزی» را نشان میدهند، اما به ندرت «چرا» را نشان میدهند. و اینجاست که محدودیت نهفته است، محدودیتی که با هوش مصنوعی از بین میرود...
شما میتوانید هر ابزار شنود اجتماعی را باز کنید و منحنیهای حجم، امتیازات دسترسی و احساسات به راحتی در دسترس خواهند بود. با این حال، یک مشکل وجود دارد: اعداد به شما میگویند چه اتفاقی افتاده است، اما دلیل آن را نمیگویند. کاهش ۱۲ درصدی احساسات در روز دوشنبه باعث ایجاد یک منحنی قرمز در داشبورد میشود، اما همین، نه بیشتر. کاربر باید هزاران منشن را بررسی کند تا منبع مشکل را مشخص کند. به همین دلیل است که تقریباً پنج سال است که میشنویم داشبوردها به "خستگی داشبورد" تبدیل شدهاند. آنها داشبوردهای جذاب و رنگارنگی هستند، اما روی هم انباشته میشوند، مانع تصمیمگیری میشوند و در نهایت بیاثر میشوند. این دقیقاً همان چیزی است که گزارش دانشگاه Precisely/Drexel نشان میدهد: "۶۷٪ از متخصصان به دادههای مورد استفاده برای تصمیمگیریهایشان کاملاً اعتماد ندارند.".
جمعآوری دادهها، بله؛ تجسم آن، بله؛ اما هیچ اقدامی پس از آن انجام نشد.
این مشکل ابزارها نیست؛ آنها در شرکتها به خوبی جا افتادهاند. طبق گزارش Hootsuite Talkwalker 2025، ۶۲٪ از بازاریابان از شنود اجتماعی استفاده میکنند
طبق گزارش مککینزی، این موضوع حتی فراتر میرود.
۸۸٪ از سازمانها حداقل در یک عملکرد از هوش مصنوعی استفاده میکنند، اما تنها ۶٪ از آن ارزش قابل توجهی به دست میآورند. این یک پارادوکس واقعی است: دادهها در دسترس و فراوان هستند، اما توانایی تسهیل تصمیمگیری وجود ندارد. از نظارت گرفته تا هوش اجتماعی با هوش مصنوعی. در ابتدای هفته، یک جهش غیرمعمول در منشنها شناسایی شد. ما همه چیز را داریم، دادههای استخراج شده، همه چیز به صورت متقابل ارجاع داده شده است، اما تنها چند ساعت بعد علت شناسایی شد: یک پست ویروسی از یک تولیدکننده محتوای ناراضی. متأسفانه، با توجه به زمان پاسخ، دیگر خیلی دیر شده است! سناریوی مشابهی را تصور کنید، اما با هوش مصنوعی. در یک دقیقه، افزایش ناگهانی خلاصه میشود، پستها شناسایی میشوند، احساسات تجزیه و تحلیل میشوند و یک اقدام پیشنهادی پیشنهاد میشود. ما در اینجا در حال تفسیر یک تصویرسازی داده نیستیم، اما یک پاسخ واضح به زبان طبیعی دریافت میکنیم. این آینده نیست؛ ما در حال حاضر آنجا هستیم. پیام کاملاً واضح است: دیگر بحث اضافه کردن یک لایه هوش مصنوعی به داشبورد نیست. این یک تغییر دهنده کامل بازی است که از نظارت غیرفعال به هوش اجتماعی در زمان واقعی حرکت میکند.پایان پرسوجوهای پیچیده بولی؟
تسلط بر پرسوجوهای بولی فقط ۵ سال پیش یک مهارت مهم بود. ترکیب این عملگرها عمدتاً در حوزه تیمهای فنی بود.
این نوع عملگرها هنوز کاربردهای خود را برای پرسوجوهای پیچیده و موضوعات تنظیم دقیق دارند.
آنچه واقعاً در حال تغییر است این است که آنها دیگر برای توسعه بینشهای مرتبط اجباری نیستند. پلتفرمهایی مانند Brandwatch، Sprinklr، Talkwalker و Onclusive دستیاران هوش مصنوعی یکپارچهای دارند که میتوانند به سؤالات مطرح شده به زبان طبیعی پاسخ دهند.
به عنوان مثال، با تایپ کردن "اما چرا احساسات این هفته کاهش یافت؟" در کسری از ثانیه پاسخی متناسب با متن دریافت میکنید. این برای یک تیم بازاریابی صرفهجویی قابل توجهی در زمان است.
عملگرهای بولی ابزارهایی برای مهارت و دقت هستند و هستند، اما هوش مصنوعی دروازهای برای کل تیم است.
یک نکته قابل توجه دیگر! متن دیگر تنها سیگنالی نیست که به آن گوش میدهیم. محصولی که در یک فایل صوتی دیجیتال ذکر شده است، یا واکنشی در یوتیوب - همه چیز ضبط و تجزیه و تحلیل میشود. گوش دادن به شبکههای اجتماعی اکنون "چندوجهی" است.
کدام سازمانها این کار را انجام دادهاند؟
یک فرنچایز NBA از Talkwalker ساخته Hootsuite برای تغییر استراتژی رسانههای اجتماعی خود استفاده کرد. این ابزار که اکنون هوش مصنوعی را در خود جای داده است، به آنها اجازه داده است تا دادههای اجتماعی خود را تقویت کرده و احساسات تعاملات با طرفداران را در مقیاس وسیع تجزیه و تحلیل کنند. تجزیه و تحلیل احساسات نشان داد که طرفداران لحنی جسورانهتر، منحصر به فردتر و اصیلتر میخواستند. آنها همچنین نه محرک احساسی کلیدی را شناسایی کردند که با جامعه آنها طنینانداز شده بود. این منجر به تغییراتی شد؛ از جمله تغییر به محتوای اصلی ۵۰ تا ۸۰ درصد (پشت صحنه، پرسش و پاسخ و غیره) به جای کلیپهای لیگ بازیافتی.
نتایج عالی هستند: +352% بازدید ویدیو، +46% بازدید، +27% تعامل در طول فصل.
این بینشها همچنین تأثیر تجاری رسانههای اجتماعی را بر مدیریت ثابت کردند، به ویژه با نشان دادن اینکه 7 مورد از 10 پست برتر سال مربوط به برنامه اجتماعی آنها بوده است.
چه تغییرات ملموسی برای گوش دادن به شبکههای اجتماعی وجود دارد؟
آنچه در حال تغییر است، نقش گوش دادن به شبکههای اجتماعی در فرآیند تصمیمگیری است. ما صرفاً گزارشها را با بینشهایی تغذیه میکنیم که منجر به تصمیمگیریهایی میشود که چند روز بعد انجام میشوند. امروزه، بینشها میتوانند بدون تأیید گزارشهای پاورپوینت و تمام حواسپرتیهای مرتبط، اقدام مستقیم را آغاز کنند.
یک نکته اساسی را نباید فراموش کرد. هوش مصنوعی همه چیز را تقویت میکند، چه متوسط و چه خوب. دادههای بدون ساختار و ناقص در نهایت منجر به توصیههای اشتباه میشوند و حتی با اطمینان، این امر بسیار خطرناک است. طبق گفته Clevertouch، 8% از شرکتها در حال حاضر قادر به اجرای کمپینهای فوق شخصیسازی شده در مقیاس بزرگ هستند. دادهها همچنان عامل محدودکننده واقعی هستند. گوش دادن به شبکههای اجتماعی در حال تکامل است، هوش مصنوعی در حال تغییر بازی است، اما هیچ جایگزینی در چشمانداز نیست. وجه تمایز واقعی خود ابزار نیست، بلکه توانایی تبدیل یک بینش به عمل واقعی است. چه میشد اگر داشبورد آینده دیگر ابزاری برای مشورت نبود، بلکه عاملی بود که به شما هشدار میداد، مسائل را توضیح میداد و حتی قبل از اینکه بپرسید، توصیههایی ارائه میداد؟
لطفا ورود به سیستم برای گذاشتن نظر
می خواهید موضوع خود را ارسال کنید
به جامعه جهانی سازندگان بپیوندید، از محتوای خود به راحتی درآمد کسب کنید. امروز سفر درآمد غیرفعال خود را با Digbly شروع کنید!
اکنون آن را ارسال کنید
نظرات